الحاج ميرزا أبي الفضل الطهراني
13
شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي )
همه دعا مستجاب نشود ، واشتمال اينها بر بعض فقرات كه اتصاف آن جناب به آنها معلوم است ، مبعد نيست ، چه هر كمالى مراتبى دارد ، وطبيعت شرف وفضل مقولة به تشكيك است ، وهر چه تصور كنى مرتبه ديگر در آن كمال هست كه فوق أو است ، وفوق كل ذي علم عليم قاعده اى است كليه جاريه در أشباه ونظاير خود ، لمؤلفه : فالنور في النزول والصعود * مشكك مختلف الحدود پس مىشود به اين سؤال مرتبه عاليه اين كمال را طلب كنند ، واين كه بعضي توهم كرده اند آنچه از شرف وفضل ممكن است به ممكنى برسد به جناب نبوي رسيده ، واز اين جهت صلوات را سودى به أو نيست ، عبارتى است مموه وعام فريب ، چه لب اين معنى يا راجع به اين است كه آن جناب را ديگر به خداى عز وجل حاجتي نيست ، واز أو مستغنى است ، واين معنى منافى با ضرورت عقول است ، چه اعلاى مراتب آن جناب عبوديت است كه عنوان كتاب فقر وبسمله صحيفة احتياج است ، يا راجع با اينكه خداى تعالى ، العياذ بالله - ديگر نمىتواند افاضه فيضى با وكند ، ولباس جديدى از كرامت بپوشاند " تعالى الله عما يقول الظالمون علوا كبيرا " ( 1 ) . بلى در اين مقام كلامي است كه بعض بر مشرب حكمت وفلسفه تلفيق مىكنند وخلاصه أو آنكه مقام نبوت مقام عقول است ، ودر مرتبه عقل ما بالقوة عين ما بالفعل است ، وكمال مترقبى ندارند ، وعقل هر چه بايد داشته باشد دارد
--> ( 1 ) سبحانه وتعالى عما يقولون علوا كبيرا [ 43 الاسراء 17 ] .